تبلیغات
 تابستونی - مطالب ابر معجون

معجون گره گشا

روزی انوشیروان بر بزرگمهر خشم گرفت و در خانه ای تاریک به زندانش فکند و فرمود او را به زنجیر بستند.چون روزی چند بر این حال بود،کسری کسانی را فرستاد تا از حالش پرسند. آنان بزرگمهر را دیدند با دلی قوی و شادمان.
بدو گفتند:در این تنگی و سختی تو را آسوده دل می بینم! گفت:معجونی ساخته ام از شش جزئ و به کار می برم و چنین که می بینید مرا نیکو می دارد. گفتند:... آن معجون را شرح بازگوی که ما را نیز هنگام گرفتاری به کار آید گفت:آری 
نخست اعتماد بر خدای است ،
دوم آنچه مقدر است بودنی است،
سوم شکیبایی برای گرفتار بهترین چیزهاست٬
چهارم اگر صبر نکنم چه کنم،
پنجم آنکه شاید حالی سخت تر از این رخ دهد٬
ششم آنکه از این ساعت تا ساعت دیگر امید گشایش باشد 
چون این سخنان به کسری رسید او را آزاد کرد و گرامی داشت.
 استاد الهی قمشه ای



طبقه بندی: خواندنی، جملات و سخنان ناب،
برچسب ها: معجون، معجون کارگشا، مشکلات زندگی، معجون مشکل گشا، داستانک، داستان کوتاه، سخنان دکتر الهی قمشه ای،

تاریخ : یکشنبه 25 مهر 1395 | 11:22 ب.ظ | نویسنده : سعید بستانی | نظرات

  • paper | ایران بلاگ | ویندوز سون